محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

79

الحياة ( فارسي )

فعّاليّت آدمى در زندگى ، شالودهء مفاسد اصلى و فرعى برخاستهء از نظام تكاثرى است . ارتباط انسان با مال در اين نظام ارتباطى سالم نيست تا در آن ، مال بتواند وسيله اى براى خدمت كردن به انسان باشد . هر تلاشى كه به دست متكاثر صورت مىگيرد ، براى رشد دادن توليد يا افزايش سود و بهره بردارى هر چه بيشتر است ، در صورتى كه هدف تلاش اسلامى ، پيشبرد زندگى آدمى و اصلاح شئون وى و بالابردن آن شئون است . يك تلاش ، در دو مكتب اقتصادى اسلامى و تكاثرى ، چنان است كه در يكى به اداى تكليف و عبادت خداى متعال مىانجامد ، و در ديگرى به پرستش شيطان و نفس و درهم و دينار . و اين دو جهتدارى ، دو امر ذهنى نيست ، بلكه واقعيّتى وجود دارد كه آنها را تأييد مىكند ؛ چه بسيار اتّفاق مىافتد كه آدمى چنان گمان مىكند كه همه براى هدفهاى درست اسلامى مىكوشد و به ارزشها و معيارهاى الهى ايمان دارد ، ليكن در واقع خارجى ، نتيجه اى جز اين به دست مىآيد ، زيرا از تجاوز و ستمگرى و فريبكارى براى كسب مال بيشتر و سود بيشتر دست برنمىدارد ، و همهء روزگار خود را در طلب مال سپرى مىكند ، بىآنكه همهء حقوقى را كه بر عهده دارد بپردازد ، يا براى رفع نياز بيچارگان به صورتى گسترده و راستين و شايسته به چاره گرى برخيزد . 3 - جاه و مقام خيالى ( كاذب ) : شخصيّت اصلى و واقعى انسان ، در تصوّر اسلامى ، برخاسته از پيروى اصول انسانيّت ، همچون عقل و معرفت و علم و پرهيزگارى و عاطفه و مردم دوستى و نيكى كردن به مردمان و صفات و خصلتهاى نيك ملكوتى ديگر است . در اين طرز تصوّر ، مال و ثروت به هيچ كس ارزش يا شخصيّتى نمىبخشد ، بلكه وسيله اى است براى رشد دادن شخصيّت ، از راه مصرف كردن آن بر وفق مقياسهاى درست . و در مقياس تكاثرى و فزونخواهانه قضيه بر عكس اين است ، زيرا كه مال در آنجا بخشندهء شخصيّت و تثبيتكنندهء آن است ، كه - بنا بر احاديث - « يسوّد غير السّيّد ، و يؤيّد غير الأيّد « 1 » - آن كسى را كه بزرگ نيست بزرگ مىكند ، و آن را كه ناتوان

--> « 1 » « غرر الحكم » / 31 .